شمس الدين محمد بن محمود آملي
418
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
بنهند و در چهل ضرب كنند و حاصلرا كه 800 باشد در جدول مآت زير آنچه اول نهاده باشند بنهند و در 6 ضرب كنند و از حاصل آن كه 120 باشد 100 را در جدول مآت بنهند و بيست را در جدول عشرات و بيست را نيز در خط كشند و بعد از آن 5 را در 300 ضرب كنند و حاصل آن كه 1500 باشد هزار را در جدول آحاد الوف بنهند و 500 را در جدول مآت و در 40 ضرب كنند و حاصلرا كه آن دويست باشد در جدول مآت نهند و در 6 ضرب كنند و حاصلرا كه سى باشد در جدول عشرات بنهند و تكميل عملكنند . چنان كه در مثال مذكور از مرتبه عشرات آغاز كنند و آنچه در آنمرتبه باشد جمع كنند و در زير جدول عشرات برابر او نهند و آنچه در جدول مآت باشد جمع كنند و از آن جمله هر چه مآت باشد در زير آنجدول برابر او نهند و آنچه الوف باشد با آنچه در جدول آحاد الوف باشد برند و با هر چه در آنجدول باشد جمع كنند و از آن جمله هر چه در آحاد الوف باشد در زير آنجدول برابر او نهند و هر چه از عشرات الوف باشند با جدول عشرات الوف برند و آن را با هر چه در آن جدول بود جمع كنند و در زير آن جدول برابر او نهند و حاصل ضرب جمله آن باشد كه در زير جدول مرسوم باشد . اما ضرب كسور در كسور چنان باشد كه عدد احادى را در عدد ديگر ضرب كنند و مبلغ را به آنچه از ضرب احد المخرجين حاصلشود نسبت كنند چنان كه چون خواهند سه ربع واحدى را در پنج تسع او ضرب كنند 3 را در 5 ضرب كنند و مبلغ را كه 15 باشد با حاصل از ضرب احد المخرجين در ديگرى كه 36 باشد نسبت كنند و گويند 15 جزو است از 36 جزو واحدى كه آن ربع و سدس واحدى باشد كه نه جزو از 36 جز و ربع باشد و 6 سدس . و چون خواهند كه ربع و سدس واحدى را در ثلث و خمس او ضرب كنند مخرج احد المضروبين 12 است و مخرج ديگرى 15 واحد المضروبين پنج جزو است از 12 جزو واحدى و ديگر 8 جزو از 15 جزو و واحدى .